تبليغاتX
دریای سرخ

سلام...

به نام او که جاوید است

 

خدایا مرا آن ده که آن به...

امروز درست بعد از 5 ماه اومدم تا وبلاگمو که هنوز زمستانی مونده سرو سامان بدم و توش یه کم گل کاری کنم. خوشبختانه من از اون دسته بچه خرزنایی نیستم که موقع امتحانا برای کامپیوتر استراحت مطلق تجویز می کنن، من پسوردمو فراموش کرده بودم به همین دلیل نیومدم .

در اولین ورودم هم نمی خوام چیز زیادی بنویسم به همین دلیل به این چند خط بسنده می کنم اما از این به بعد سعی می کنم هرهفته آپ کنم . 

راستی برای تمام دوستایی که این هفته کنکور دارن هم آرزوی موفقیت می کنم.

 


2 نوشته شده توسط مهسا در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 2:24 PM |

نمی دونم الان چند وقته چیزی ننوشتم مهمم نیست بالاخره برای آدم کار پیش می یاد نمی تونه بنویسه اینا هم مهم نیست. راستش می دونید چیه؟ من فردا امتحان زبان دارم و از اونجایی که اصولا زبانم فوله(نه تورو خدا دست نزید . چرا تشویق ؟ بیشتر از این خجالت زده نکنید) به حالت کاملا بی خیال نشستم اینجا یه کم می نویسم، یه کم چیکن بازی می کنم، یه کم در سایت های مختلف می گردم و ... (البته دقت داشته باشید که مادر بنده فعلا خونه نیست).

در کل روزهای خوشی رو سپری می کنیم. یه پسرخاله مدل 2008 به نام پارسا. ک به جمع ما اضافه شده. الان که به نوشتم نگاه می کنم لذت می برم (به به ببین چی عالی نشسته روی قالی / به به ببین کلوچه نوشته مون چه لوچه/ و از این قبیل اشعار برای نوشتم می خونم) یک اس ام اس سرشار از پارادوکس همین الان به دستم : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید. پیرمردی جوان یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوش خراش شب، قدم زنان ایستاده بود. یه آدم بی کار برام زده امروز چند چند می بریم. واقعا به نظر شما چند چند می بریم؟*

 * لطفا پاسخ خود به آدرس mahsac2010@yahoo.com و mahsa19992.blogfa.com و یا صندوق پستی ... ارسال کنید.


2 نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 11:14 AM |

خدایا

به من زیستنی عطا کن

که در لحظه مرگ

بر بی ثمری  لحظه ای که برای زیستن گذشته است

حسرت نخورم

و مردنی عطا کن

که بر بیهوده گی اش سوگوار نباشم.


2 نوشته شده توسط مهسا در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 5:16 PM |

 

حرف های ما هنوز ناتمام

تانگاه می کنیم وقت رفتن است

آه، ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چه زود دیر می شود.............

روحش شاد.


2 نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 7:29 PM |

پرده اول: من تازه به دنیا آمدم. صدای ونگ زدن و بهونه گیری های یک نوزاد تمام خانه را پر کرده.

از دید من دنیا هیچ رنگی ندارد : بی رنگ بی رنگ.

 

پرده دوم: من پنج ساله هستم . دنیای من دنیای بازی های کودکانه و سال هایی است که نیامده می روند.  رنگ حسرت داشتن عروسک های دوستم. دنیای من سفید است،  سفید سفید ............

 

پرده سوم: دنیای من رنگ کیف و لباس و کفش مدرسه را به خود گرفته. آرمان ها و آرزوهای یک دختر ده ساله فقط داشتن عروسک نیست. این دنیا رنگ های زیادی دارد : صورتی، بنفش، آبی، زرد .............

 

پرده چهارم: دنیا تغییر کرده است، خیلی زیاد . شاید فقط دنیای من تغییر کرده. شاید فقط من احساس میکنم که دیگر از رنگ های صورتی و زرد دوران کودکی خبری نیست. پانزده سال گذشت. خیلی زود خیلی زودتر از آنچه که فکر می کردم. پانزده سال عمر یک نوجوان است و شاید از دید خیلی ها عمر یک کودک. کودکی که هنوز دنیای آبی و صورتی دارد. اما رنگی تمام رنگ های شاد سال های قبل را خورد. نمی خواهم باور کنم که رنگ سیاه به زیباترین رنگین کمان زندگی من اضافه شده است.              

 

زندگی من چهار پرده بیشتر ندارد ... . 


2 نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 9:58 PM |

ليلة القدر

 

 ((انا انزلناه فى ليلة القدر و ما ادريك ماليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهرتنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر سلام هى حتى مطلع الفجر))    
ما اين قرآن عظيم الشان را  در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد, شب قدر  از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر(عج) از هر فرمان و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند. اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

 


2 نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 2:52 PM |

مطلبی بی ربط

سلام بعد از 19 روز غیبت که بی سابقه هم نبوده .

قرار نبود این ماه مطلبی بنویسم  البته نه که نخوام بنویسم نمی شد که آپ کنم.

اما حالا چون بچه ها خیلی اصرار و التماس کردن کردن اودم آپ کنم ولی مثل همیشه با درد بی موضوعی روبه رو شدم.

خواستم از هری پاتر و یادگاران مرگ و جشن کتاب کتابسرای تندیس بنویسم اما تا جلد دو شو نخوندم نمی تونم چیزی راجع بهش بگم .

باز سراغ بحث شیرین! بنزین می ریم. آخه کسی که ماشینش از 365 روز سال 364 روزشو تو پارکینگه بنزین سفری رو می خواد چی کار؟؟؟؟

اون کسی که کارتش خالیه ( کنایه از مصرف زیاد) 100 لیترو می خواد چه کار کنه؟ آخه یه ذره فکر می کرد یه ذره نه بیشتر می فهمید که ابن اصلا منطقی نیست.

این روزا اصلا حالم خوش نیست درونم همش آشوبه نمی دونم چمه. شاید دارم می میرم. گاهی وقتا فقط مرگ می تونه آدم رو به خواسته هاش برسونه یا بهتر بگم خواسته هاشو از سرش بندازه .

 می گن سامی یوشف عید فطر می یاد ایران. از نظر من آدم خوبیه ازش خوشم می یاد.

 

هنوزم کار دنیا قیل و قاله  

 هنوزم صلح آدم ها محاله  

هنوز آدم نمی شناسه خدا رو

هنوزم قلب عاشق پایماله.

 


2 نوشته شده توسط مهسا در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 5:46 PM |

شیطان پرستی

زمان شيطان پرستی در زمانهای بسيار قديم و قرون اوليه آدمی در چندين زمان انجام ميگرفت : اولين زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر اين تصور که شيطان و خدای تاريکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هديه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نميگرفت خدای تاريکی و شيطان تمام انسانها را قتل عام ميکردند لذا برای آرامش شيطان قربانی کردن انسان انجام ميشد . اين مراسم به خصوص در قبايل امريکای جنوبی بسيار فراوان ديده شده است به گونه ايکه اکتشافات به دست آمده وجود اين قربانی کردن ها را تصديق ميکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نيز به شيوه ای خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت . البته قربانی کردن انسان در زمانهای ديگر نيز انجام ميشد که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در يک شب کاملا تاريک انجام ميشود .
اعمال مراسم شيطان پرستی نيز بسيار زياد است و به ذکر چند مورد بسنده ميکنم . مهمترين اعمال آنها اعمالی است که هميشه انجام ميدهند و همچنين از شيطان برای پيشبرد اهداف حاضرين کمک ميخواهند و اگر کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا ميشود . مراسم بعدی ؛ مراسم عضويت يک عضو جديد به اين هيئت و مجموعه است که اين کار توسط کشيش کليسای شيطان انجام ميشود.

مراسم قربانی کردن :

در شيطان پرستی جديد قربانی کردن مفهومی ندارد اما برای آنان که هنوز پيرو شيطان پرستی قديمی و قرون وسطايی هستند اين کار در شبی تاريک انجام ميشود . قربانی توسط آب مقدس غسل داده ميشود و بر روی محراب خوابانده ميشود . البته اصولا قربانی ها قبل از انجام مراسم بيهوش ميشوند . و در کاملترين مراسم قربانی کردن برای شيطان ؛ قربانی پس از کشته شدن و نوشيدن خون وی توسط آتش سوزانده ميشود . در اين مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی کاملا بی معنی و گاها عبری انجام ميگيرد.

مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :

شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها برعکس انجام میشود.

 شيطان پرستی در ايران :

شيطان پرستی در ايران از ديرباز وجود داشته است . چه قبل از زرتشت و چه بعد از آن و شايد اوج آن در زمان زرتشت و بحث اهريمن و اهورامزدا باشد . اما بر اساس تحقيقات نويسنده وبلاگ بيشتر شيطان پرستی در ناحيه غربی کشور و ناحيه مرکزی ايران داير است . مخصوصا در شهرهای غرب و جنوبغرب کشور و کردنشين که حتی مراسم اين عده در کوهها و دره ها نيز هنوز برگزار ميشود و قربانی آنها حيوان است . در قسمتهای مرکزی ايران نيز هنوز هستند قبايلی که شيطان پرست هستند اما خوب به گستردگی ديگر مناطق ايران نيستند . و متاسفانه بعضی از اين کانونهای شيطان پرستی در تهران نيز در حال گسترش است.

 


2 نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 1:36 PM |

1. سلام

2. تابستون فصل تنبلیه. فصلی که هیچ کس حال نداره بشینه یه ساعت تایپ کنه ، هیچ کس حال نداره یه سر به خونه دوستش بزنه، هیچ کس حال نداره جواب دوستشو که هر روز می گه بیا بریم بیرون مثبت بده،  ولی..........

امیدوارم شما هیچ کدوم این جوری نباشید (البته از لطف دوستان در بخش کامنتا معلومه ).

3. تابستون فصل مسافرته (البته قبل از سهمیه بندی بنزین) ولی................... . ما قید بنزینو زدیم رفتیم سفر.

4. تابستون شروع شد و دوباره مبارزه با بد حجابی محکم تر از قبل اجرا می شد (بماند که روششون اصلا درست نیست) . متاسفانه خیلی ها فکر می کنن براشون افتخاریه که بگیرنشون( مثلا پیرزنی داشت تو صف بانک با لحن خاصی گرفتن دخترش برای بقیه تعریف می کرد).

5. امیدوارم روزای خوشی رو تو این تابستون که برای تموم شدن و رفتن عجله داره داشته باشین.

6. ممنون از بی معرفتی همتون. شما هم تعطیل کردین رفتین!!؟؟!!!؟

 


2 نوشته شده توسط مهسا در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 11:14 AM |

و بازهم هری پاتر

دیدم حالا که به خاطر اکران فیلم پنج بازار هری پاتر داغه داغه، منم به تبعیت از بعضی دوستان هری پاتر دوست  یه آپ هری پاتری بکنم.

 1. فیلم:  چند روزی از اکران هری پاتر و محفل ققنوس می گذره . روز چهارشنبه هری پاتر و محفل ققنوس توانست با فروش 44 میلیون دلاری  رکورد فروش کل روز رو که متعلق به  مرد عنکبوتی 2 در سال 2004 بود رو بشکنه. و در صدر پر فروش ها قراربگیره.( مدیر ارقام و فروش هالیود این موفقیت بزرگ را باورنکردنی  خواند) البته این رکورد شکنی در فیلم های قبلی هم بوده ولی نکته جالب اینجاست که تلوزین ما حتی راجع به اکران این فیلم هم حرفی نزد.

2.  کتاب: آخرین کتاب مجموعه هری پاتر( هری پاتر و قدیس های مرگ بار) روز 31 تیر ماه منتشر می شه.

که همون روز در ایران هم با زبان اصلی به فروش می رسه.

 3. حاشیه:  بلاخره سه ستاره فیلمهای هری پاتر به جمع ستاره های روی زمین هالیود پیوستند. در طی مراسم پریمیر در ایالات متحده امریکا در اوایل بامداد19 تیر دنیل رادکلیف، روپرت گرینت و اما واتسون بروی سیمان مخصوص علامت دستها، پاها و امضا هایشان را حک کردند.

این تکه سیمان مخصوص بروی جلوی ورودی تئاتر چینی گرائومنز نصب خواهد شد.

 ذکر این نکته لازم است که در خیابان هالیود ستاره های بزرگ دنیا جای دستها و امضاها به همراه تاریخ تولدشان بروی زمین و دیوار نصب شده است.

 


2 نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 4:1 PM |



..:: Copy Right © 2008 هرگونه کپی براری از مطالب این سایت فقط با ذکر منبع مجاز است ::..
All Rights Reserved .:::. Designed By Barbod.Arjmand